ترجمه "benda" به فارسی
چیز, ابزار, اسباب بهترین ترجمه های "benda" به فارسی هستند.
benda
-
چیز
nounRed, ada benda yang penting, dan aku mahu beritahu padamu.
رد ، یه چیز خیلی مهم هست که باید بهت بگم.
-
ابزار
nounDan kelambu ialah satu benda yang bagus.
و این پشه بندها ابزار بسیار خوبی هستند
-
اسباب
nounKenapa kita tidak berfikir tentang pembangunan dari segi ini, sebaliknya berapa banyak benda yang kita ada?
چرا ما پیشرفت ملتها را در این عبارت بیان نمیکنیم به جای اینکه چه میزان اسباب و وسایل داریم؟
-
ترجمه های کمتر
- اسمش
- الت
- جان کلام
- شی
- فلان چیز
- قوت
- مطلب عمده
- موضوع
- نکته مهم
- وسیله
- که
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " benda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "benda" با ترجمه به فارسی
-
مایملک · موجودی · کسان
-
اسم · موصوف · نام
-
ترکیب موجود زنده · سازمان · سازواره · فرتاش · موجود زنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن