ترجمه "berkabung" به فارسی
سوگ, سوگواری, عزا بهترین ترجمه های "berkabung" به فارسی هستند.
berkabung
-
سوگ
noun -
سوگواری
nounSaudara dan saudari saya yang terkasih, pada Disember 2013 dunia berkabung atas peninggalannya Nelson Mandela.
برادران و خواهران عزیز من، در ماه دسامبر ٢٠١٣ دنیا برای مرگ نلسون مندلا سوگواری کرد.
-
عزا
nounDan aku tetap berkabung dan ditinggal sendirian.
.. و من در عزا ميمونم و اون در آرامش
-
ترجمه های کمتر
- عزاداری
- ماتم گرفتن
- محرومیت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " berkabung " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن