ترجمه "berkahwin" به فارسی
ازدواج کردن, زناشویی, شوهر دادن بهترین ترجمه های "berkahwin" به فارسی هستند.
berkahwin
-
ازدواج کردن
verbDia berkahwin dengan kekasih sekolah menengahnya, Bayley, di bait suci.
او با بیلی عشق مدرسه اش از دوران دبیرستان در معبد ازدواج کرد.
-
زناشویی
nounSelepas berkahwin selama 38 tahun, suaminya pula meninggal.
او نیز پس از ۳۸ سال زندگی زناشویی بیوه شد.
-
شوهر دادن
verb
-
ترجمه های کمتر
- عروسی
- عروسی کردن
- قرین شدن
- نکاح
- پیوند کردن
- گرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " berkahwin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن