ترجمه "besbol" به فارسی
بازی بیس بال, بیسبال, بیسبال بهترین ترجمه های "besbol" به فارسی هستند.
besbol
-
بازی بیس بال
noun -
بیسبال
Walaupun begitu, saya masih melatih pemain besbol dalam liga amatur yang dekat dengan rumah saya.
اما باز هم دست از بیسبال نکشیدم و مربی یکی از باشگاههای نزدیک خانهام شدم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " besbol " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Besbol
-
بیسبال
Saya Paling Mencintai Besbol!
بیسبال را بیش از هر چیز دوست داشتم!
تصاویر با "besbol"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن