ترجمه "bungkus" به فارسی
اندود, بلا, تا بهترین ترجمه های "bungkus" به فارسی هستند.
bungkus
-
اندود
noun -
بلا
noun -
تا
nounChloe, suara awak macam awak merokok 3 bungkus sehari.
کلویی ، تو انگار سه تا پاکت سیگار توی روز می کشی.
-
ترجمه های کمتر
- تاچه
- روکش
- روکش کردن
- عدل
- غلاف
- لوله محافظ
- مصیبت
- پیچیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bungkus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن