ترجمه "gading" به فارسی

عاج, دندان فیل, رنگ عاج بهترین ترجمه های "gading" به فارسی هستند.

gading adjective noun دستور زبان
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • عاج

    noun

    Paulus tidak memiliki takhta gading atau bersantap dengan raja.

    پولُس مانند سلیمان بر تخت ساختهشده به عاج نمینشست و با پادشاهان جشن نمیگرفت.

  • دندان فیل

    noun
  • رنگ عاج

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • پیلسته
    • یشک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gading " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gading" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "gading" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه