ترجمه "gadis" به فارسی
دختر, بانو, بچه بهترین ترجمه های "gadis" به فارسی هستند.
gadis
-
دختر
nounTetapi gadis itu tidak berganjak, tidak senyum, tidak bermasam muka.
ولی دختر از جایش جم نخورد، نخندید و اخم هم نکرد.
-
بانو
nounTetapi Lady Olenna memilih untuk mengkhianati ratu dan menyokong gadis Targaryen itu.
اما بانو اُلنا تصمیم گرفت به ملکه خیانت کنه و از اون دختره تارگرین حمایت کرد
-
بچه
nounAnda adalah seperti seorang gadis kecil Kali terakhir saya melihat anda.
آخرين باري که ديدمت يه بچه خيلي کوچيک بودي
-
ترجمه های کمتر
- جوجه
- خانم
- خانم کوچولو
- خدمتکار
- دختر دهقان
- دخترک
- عروسک
- کدبانو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gadis " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gadis" با ترجمه به فارسی
-
دختر
-
بانو · بچه · جوجه · خانم · دختر · دختر دهقان · دخترک · عروسک · کدبانو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن