ترجمه "hisap" به فارسی
مکیدن, دود کردن, سیگار کشیدن بهترین ترجمه های "hisap" به فارسی هستند.
hisap
verb
دستور زبان
-
مکیدن
verb -
دود کردن
verb -
سیگار کشیدن
verb -
کشیدن
verbMiranda nak awak tangkap Jeremy kerana hisap ganja.
میراندا ازت می خواست که جرمی رو بخاطر کشیدن مواد دستگیر کنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hisap " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن