ترجمه "hotel" به فارسی
هتل, مسافرخانه, مهمانخانه بهترین ترجمه های "hotel" به فارسی هستند.
hotel
-
هتل
nounMak cik kamu kata hotel ni mungkin boleh mengambil kamu bekerja.
خاله ت ميگه شايد حتي اين هتل تو رو هم استخدام کنه.
-
مسافرخانه
nounAhli farmasi, penjaga hotel, Paderi.
صاحب داروخانه ، صاحب مسافرخانه گله دار
-
مهمانخانه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hotel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hotel
-
هتل
nounKau harus membuat janji lebih awal jika ingin berkahwin di Plaza Hotel.
اگه دنبال هتل پلازا هستي بايد زود رزروش كني
اضافه کردن مثال
اضافه کردن