ترجمه "imbangan" به فارسی
تعادل, توازن, نیروی مقاوم بهترین ترجمه های "imbangan" به فارسی هستند.
imbangan
-
تعادل
noun -
توازن
nounSaya mempunyai untuk membetulkan imbangan.
من باید توازن رو برقرار کنم
-
نیروی مقاوم
noun -
وزنه تعادل
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imbangan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Imbangan
-
توازن
Saya mempunyai untuk membetulkan imbangan.
من باید توازن رو برقرار کنم
عباراتی شبیه به "imbangan" با ترجمه به فارسی
-
میزان تجاری
-
تراز پرداختها
-
تراز پرداختها
-
جبران نقص نوردهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن