ترجمه "juara" به فارسی
قهرمان, بازیگر عمده, برنده مسابقه بهترین ترجمه های "juara" به فارسی هستند.
juara
noun
-
قهرمان
nounKemudian, dia menjadi peluncur air dan merupakan juara peluncur air kurang upaya.
سپس او به اسکی روی آب پرداخت و یک قهرمان معلول اسکی روی آب شد.
-
بازیگر عمده
noun -
برنده مسابقه
noun
-
ترجمه های کمتر
- زبر دست
- فاتح
- ماهر
- مخفف
- مزرعه
- نشخوار
- هنرشناس
- پهلوان
- پیروز
- پیش کسوت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " juara " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "juara" با ترجمه به فارسی
-
جام باشگاههای آسیا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن