ترجمه "jubah" به فارسی
ردا, جبه, خرقه بهترین ترجمه های "jubah" به فارسی هستند.
jubah
-
ردا
nounKemudian, mereka membawa jubah tersebut kepada bapa mereka lalu berkata, “Kami menjumpai jubah ini.
سپس ردا را به خانه نزد پدرشان یعقوب میبرند و میگویند: ‹ما این را پیدا کردیم.
-
جبه
noun -
خرقه
noun
-
ترجمه های کمتر
- دلق
- عبا
- قبا
- کشیش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jubah " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن