ترجمه "kabel" به فارسی
تلگراف, کابل, کابل بهترین ترجمه های "kabel" به فارسی هستند.
kabel
-
تلگراف
nounHasil penemuan tanpa kabel itulah yang diincar selama ini.
در تمام مدت ، هدف ، اختراع سيم تلگراف بود.
-
کابل
noun properIa pasti ada banyak kabel and paip atas arah yang sama.
بايد يه مجموعه کابل و لوله باشه که همش در يک جهت به هم وصل ميشن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kabel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kabel
-
کابل
noun properIa pasti ada banyak kabel and paip atas arah yang sama.
بايد يه مجموعه کابل و لوله باشه که همش در يک جهت به هم وصل ميشن.
عباراتی شبیه به "kabel" با ترجمه به فارسی
-
تلویزیون کابلی
-
مودم کابلی
-
کابل هم محور · کابل هممحور
-
کابل هممحور
-
تراموای برقی · تلهکابین
-
تلویزیون کابلی
-
ماشین کابلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن