ترجمه "kabin" به فارسی

اطاق کوچک, کابین, کلبه بهترین ترجمه های "kabin" به فارسی هستند.

kabin
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اطاق کوچک

    noun
  • کابین

    noun

    Bertahun-tahun yang lalu bapa saya membina sebuah kabin di bahagian ladang di mana dia membesar.

    چندین سال پیش پدرم کابین کوچکی در مزرعه ای که در آن بزرگ شده بود ساخت.

  • کلبه

    noun

    Saya dibesarkan dalam kabin kayu di Washington dan mempunyai terlalu banyak masa terluang.

    من در یک کلبه چوبی در ایالت واشنگتن بزرگ شدم و زمان زیادی در اختیار داشتم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kabin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kabin" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kabin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه