ترجمه "kilat" به فارسی

آذرخش, برق, صاعقه بهترین ترجمه های "kilat" به فارسی هستند.

kilat adjective noun دستور زبان
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آذرخش

    noun

    Jika kamu ingin melihat Ibu kamu lagi, bawakan kilat itu pada saya!

    اگه ميخواي مادرت رو دوباره ببيني ، بايد آذرخش رو برام بياري!

  • برق

    noun

    Pemanah yang memanah sepantas kilat.

    کمان دارانی که برق از کمانشون پرتاب میکنن.

  • صاعقه

    noun

    Lihat, ini adalah contoh darah kamu dari selepas saja kamu disambar kilat.

    اينجا رو ببين ، اين نمونه ي خونت بعد از زمان اصابت صاعقه ست.

  • ترجمه های کمتر

    • ابرنجک
    • براق شدن
    • برق زدن
    • تابیدن
    • جلا
    • درک اندک
    • سوسو
    • سوسو زدن
    • فروغ
    • نور کم
    • پرتو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kilat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kilat
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آذرخش

    noun

    Jika kamu ingin melihat Ibu kamu lagi, bawakan kilat itu pada saya!

    اگه ميخواي مادرت رو دوباره ببيني ، بايد آذرخش رو برام بياري!

عباراتی شبیه به "kilat" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kilat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه