ترجمه "klien" به فارسی
مشتری, موکل بهترین ترجمه های "klien" به فارسی هستند.
klien
-
مشتری
nounDemi kejayaan, saya sering fokus kepada klien dan projek, dan tidak menghiraukan soal wang.
پیش از این که به موفقیت برسم، همیشه روی مشتری ها و پروژه ها تمرکز می کردم، و پول برایم اهمیتی نداشت.
-
موکل
nounSaya melawat klien saya yang berusia 14 tahun.
من به زندان میروم و میبینم که موکل من که سیزده چهارده ساله است به عنوان یک بزرگسال محاکمه میشود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " klien " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "klien" با ترجمه به فارسی
-
نقش میزبان دسترسی سرویس گیرنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن