ترجمه "komandan" به فارسی

افسر فرمانده, فرمانده بهترین ترجمه های "komandan" به فارسی هستند.

komandan
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • افسر فرمانده

    noun
  • فرمانده

    noun

    Perintah komandan untuk menyingkirkan semua dari tempat itu.

    فرمانده دستور داده بود که از شر تمامي حيوون هاي توي پايگاه خلاص بشن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " komandan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "komandan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه