ترجمه "komander" به فارسی

سرهنگ دوم, افسر فرمانده, تکاوری بهترین ترجمه های "komander" به فارسی هستند.

komander
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرهنگ دوم

    noun
  • افسر فرمانده

    noun

    Dan komander saya menegaskan saya terpaksa meminta maklumat lanjut mengenai radar.

    و افسر فرمانده ـم اصرار داره که اطلاعات بیشتری از این... رادارتون بگیرم

  • تکاوری

  • ترجمه های کمتر

    • فرمانده
    • ناخدا دوم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " komander " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "komander" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "komander" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه