ترجمه "lebah" به فارسی
زنبور عسل, زنبور, مگس انگبین بهترین ترجمه های "lebah" به فارسی هستند.
lebah
noun
-
زنبور عسل
nounTak seperti tebuan, lebah sentiasa meninggalkan sengatannya.
برخلاف زنبورهاي عادي ، زنبور عسل نيشش رو باقي مي گذاره.
-
زنبور
nounAwak tahu mengapa mereka memanggilnya lebah pembunuh, kan?
ميدوني چرا بهش ميگن زنبور قاتل ، نه ؟
-
مگس انگبین
noun
-
ترجمه های کمتر
- زنبورعسل
- منج
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lebah " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lebah
-
زنبور عسل
nounTak seperti tebuan, lebah sentiasa meninggalkan sengatannya.
برخلاف زنبورهاي عادي ، زنبور عسل نيشش رو باقي مي گذاره.
عباراتی شبیه به "lebah" با ترجمه به فارسی
-
زنبور عسل
-
سارگپه جنگلی تاجدار
-
موم
-
انگبین · انگوین · شهد · عسل
-
زنبورداری
-
انگبین · شهد · عسل
-
زنبور عسل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن