ترجمه "lebam" به فارسی
کبود, کوفتن, کوفتگی بهترین ترجمه های "lebam" به فارسی هستند.
lebam
-
کبود
adjectiveAgar dia boleh muncul dengan lebam baru, Ed?
بياد که بعداً بتونه جاهاي تازه کبود شدش رو نشون بده ، اِد ؟
-
کوفتن
verb -
کوفتگی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lebam " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lebam
-
کبودی
Bahagian pembuluh darah yang mengalami kerosakan disebabkan oleh trauma
Awak tanya saya seolah-olah matanya lebam atau apa yang berkaitannya.
چون جوری بازجوییم میکنی انگار پای چشمم کبودی چیزی شده
عباراتی شبیه به "lebam" با ترجمه به فارسی
-
کبود · کوفتگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن