ترجمه "makan" به فارسی

خوردن, khordæn, اشباع شدن بهترین ترجمه های "makan" به فارسی هستند.

makan verb دستور زبان
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوردن

    verb

    Dia tidak punyai apa untuk makan tetapi tidak ingin bekerja untuk menjaga dirinya sendiri.

    او هیچ چیزی برای خوردن نداشت، امّا برای نگهداری از خود تن به کارکردن نمیداد.

  • khordæn

  • اشباع شدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • اقناع شدن
    • ایجاب کردن
    • تغذیه
    • حذر کردن
    • خراب کردن
    • خورش
    • طعام
    • فرو بردن
    • قورت دادن
    • مستلزم بودن
    • مصرف کردن
    • نابود ساختن
    • ناهار خوردن
    • نگفتن
    • نیاز داشتن
    • نیازمند بودن
    • ویران کردن
    • پر خوردن
    • پر کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " makan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Makan
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوردن

    verb

    Makan anak bukan isu disiplin.

    خوردن بچه هاي ديگه به خاطر مشکلات تربيتي نيس!

تصاویر با "makan"

عباراتی شبیه به "makan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "makan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه