ترجمه "masuk" به فارسی

ورود, از هم گذشتن, باطنی بهترین ترجمه های "masuk" به فارسی هستند.

masuk verb دستور زبان
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ورود

    noun

    Face, tempat masuk kau ialah di bawah hotel.

    " فيس " ، نقطه ورود تو زير هتل قرار داره.

  • از هم گذشتن

    verb
  • باطنی

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • درآمدن
    • درون
    • درونی
    • رام
    • فرو کردن
    • قرین شدن
    • متحد کردن
    • نشت کردن
    • نفوذ کردن
    • وارد شدن
    • پخش شدن
    • پیوستن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " masuk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Masuk
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فیلتر سهولت سازی داخلی

عباراتی شبیه به "masuk" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "masuk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه