ترجمه "mengelap" به فارسی
تاب خوردن, خشک کردن, پاک کردن بهترین ترجمه های "mengelap" به فارسی هستند.
mengelap
-
تاب خوردن
verb -
خشک کردن
verb -
پاک کردن
verbNampak macam seekor anjing duduk diatas lukisan itu, mengelap punggungnya ke seluruh lukisan itu.
انگار که يه سگ روي رنگ نشست و کونش رو همه جا کشيد و پاک کرد
-
پیچیدن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mengelap " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن