ترجمه "mengelilingi" به فارسی
احاطه کردن, حلقه زدن, دوران داشتن بهترین ترجمه های "mengelilingi" به فارسی هستند.
mengelilingi
-
احاطه کردن
verbSaya ingin menjadi mereka yang mengelilingi ibu itu, menyayangi dan menyokongnya.
و آه چقدر دلم می خواست مانند آن کسانی بودم که این مادر جوان را، با عشق و پشتیبانی از او احاطه کرده بودند.
-
حلقه زدن
verb -
دوران داشتن
verb
-
ترجمه های کمتر
- محاصره کردن
- مدور ساختن
- مزین کردن
- ور رفتن
- چرخ زدن
- کروی شدن
- کمربند بستن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mengelilingi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mengelilingi" با ترجمه به فارسی
-
دور دنیا در هشتاد روز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن