ترجمه "pagar" به فارسی
حصار, دروازه, دیوار بهترین ترجمه های "pagar" به فارسی هستند.
pagar
-
حصار
nounKerana adanya lima anak kecil untuk diberi makan dan pakaian, jadi tidak ada cukup wang untuk pagar halaman.
چون پنج فرزند نیاز به پوشاک و خوراک داشتند، پول کافی برای حصار حیاط خانه وجود نداشت.
-
دروازه
nounKami jumpa gadis kampung ini di luar pagar.
ما اين دختر گستاخ را جلوي دروازه يافتيم
-
دیوار
noun
-
ترجمه های کمتر
- ریل
- مانع
- نرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pagar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pagar
-
حصار (حائل)
-
پرچین
عباراتی شبیه به "pagar" با ترجمه به فارسی
-
حصار
-
در · دروازه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن