ترجمه "pagi" به فارسی
بامداد, صبح, بام بهترین ترجمه های "pagi" به فارسی هستند.
pagi
noun
-
بامداد
nounPasti baik kalau dia dapat tidur sehingga pukul 2 pagi hari ini.
اگه امشب تا ساعت 2 بامداد بخوابه براش خیلی خوب میشه
-
صبح
nounKami keluarkan skrip dan rakamkan lakon layar yang saya tulis pagi ini.
اون نمايش نامه اي که سانسورچي تأييد کرده بود انداختيم دور و اوني که امروز صبح نوشتم گرفتيم.
-
بام
noun
-
ترجمه های کمتر
- سحرگاه
- صبحدم
- ق.ظ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pagi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pagi
-
صبح
nounPagi-pagi lagi dia akan memasuki bilik kami dengan senyap dan menyalakan api dalam alat pemanas yang kecil.
هر صبح زود، خواهری مسن به آرامی داخل اطاق میشد تا اجاقی کوچک را روشن کند.
عباراتی شبیه به "pagi" با ترجمه به فارسی
-
صبح بخیر
-
روز · روز روشن · روشنی روز · سحرگاه · صبحدم · مدت روز · هنگام روز
-
صبح بخیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن