ترجمه "panah" به فارسی
کمان, تیر, تیراندازی کردن بهترین ترجمه های "panah" به فارسی هستند.
panah
verb
noun
دستور زبان
-
کمان
nounSeorang pemanah tidak dapat menarik balik anak panah yang telah dilepaskan.
کمانگیر نمیتواند تیری که از کمان رها شود برگرداند.
-
تیر
nounSaya rasa panah lebih berguna pada orang ini daripada peluru.
فکر کنم تیر و کمون بهتر از فشنگ روی این یارو جواب میده
-
تیراندازی کردن
-
شلیک کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " panah " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "panah"
عباراتی شبیه به "panah" با ترجمه به فارسی
-
پیکا ن پیمایش
-
پیکان چپ
-
تیر
-
پیکان راست
-
تیر · فلش · نیزه · پیکان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن