ترجمه "panas" به فارسی
garm, داغ, دمایی بهترین ترجمه های "panas" به فارسی هستند.
panas
adjective
-
garm
-
داغ
nounSemasa saya kecil, datuk saya bawa saya keluar dan duduk di bawah matahari pada suatu hari yang panas.
وقتى دختر كوچكى بودم، پدربزرگم مرا بیرون برد تا در یک روز داغ تابستانی در بیرون بنشینم.
-
دمایی
adjective
-
ترجمه های کمتر
- گرم شدن
- گرم کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " panas " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "panas" با ترجمه به فارسی
-
تغییر ساعت تابستانی
-
تابستان · تابستانی · تابستون · توسون · نیمه تابستان · هامین · چله تابستان
-
چشمه آب گرم
-
عرق گیر · پلیور · ژاکت
-
پولور
-
زود خشم
-
تغییر ساعت تابستانی
-
تابستان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن