ترجمه "pengintip" به فارسی
جاسوس, اپیشه, بازجو بهترین ترجمه های "pengintip" به فارسی هستند.
pengintip
-
جاسوس
nounTuan, awak tahu tak lebih ramai pengintip berbanding diplomat di sini.
قربان ، شما مي دونيد که جاسوس ها بيشتر از ديپلمات ها تو اين کنفرانس ها هستن.
-
اپیشه
-
بازجو
noun -
کارگاه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pengintip " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pengintip" با ترجمه به فارسی
-
هواگرد شناسایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن