ترجمه "pinggan" به فارسی

بشقاب, دیس بهترین ترجمه های "pinggan" به فارسی هستند.

pinggan
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بشقاب

    noun

    Apabila saya melihat pinggan saya, saya nampak kepak ayam terakhir yang ayah angkat saya berikan.

    اما وقتی به بشقابم نگاه کردم، دیدم آخرین بال مرغی که مانده بود، پدرخوانده ام از سهم خود در بشقاب من گذاشته است.

  • دیس

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pinggan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pinggan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pinggan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه