ترجمه "pinggang" به فارسی
دور کمر, میان, میان تنه بهترین ترجمه های "pinggang" به فارسی هستند.
pinggang
-
دور کمر
noun -
میان
noun -
میان تنه
noun
-
ترجمه های کمتر
- کمر
- کمربند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pinggang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pinggang
-
دور کمر
عباراتی شبیه به "pinggang" با ترجمه به فارسی
-
قلوه · مزاج · کلیه · گرده
-
ارسی · حلقه · پنجره · کرست · کمر · کمربند
-
ارسی · حلقه · پنجره · کرست · کمر · کمربند
-
لوبیا قرمز
-
کلیه
-
ارسی · حلقه · پنجره · کرست · کمر · کمربند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن