ترجمه "radar" به فارسی
رادار, رادار بهترین ترجمه های "radar" به فارسی هستند.
radar
-
رادار
nounTidak bila kita ganggu radar mereka dan mematikan sistem penggeranya.
نه تا زماني که رادار و سيستم هشدار رو از کار بندازيم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " radar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Radar
-
رادار
Radar mengatakan bahawa kita mempunyai pesawat yang lebih kecil bagaimana 20km.
رادار نشون میده هواپیما کوچیکی 20 کیلومتری ماـست
عباراتی شبیه به "radar" با ترجمه به فارسی
-
موشک ضدرادار
-
نمودار رادار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن