ترجمه "relau" به فارسی
بوته آزمایش, تنور, کوره بهترین ترجمه های "relau" به فارسی هستند.
relau
-
بوته آزمایش
noun -
تنور
noun -
کوره
nounSaya terpaksa campak mayat pengarah ke dalam relau.
مجبور شدم جسد کارگردان رو بندازم توي يه کوره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " relau " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن