ترجمه "seniman" به فارسی
آرتیست, بازیگر, موسیقیدان بهترین ترجمه های "seniman" به فارسی هستند.
seniman
-
آرتیست
-
بازیگر
nounMegan ingin menjadi seorang seniman.
مگان " میخواست یه بازیگر بشه "
-
موسیقیدان
noun
-
ترجمه های کمتر
- نقاش و هنرمند
- هنرمند
- هنرور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " seniman " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن