ترجمه "sisik" به فارسی
فلس, پولک (کالبدشناسی) بهترین ترجمه های "sisik" به فارسی هستند.
sisik
-
فلس
nounDia menanggalkan satu sisik pada bawah sayap kirinya.
اون فلس هاي زير بال چپش رو سوراخ کرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sisik " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sisik
-
پولک (کالبدشناسی)
عباراتی شبیه به "sisik" با ترجمه به فارسی
-
دارکوب سبز
-
دارکوب سبز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن