ترجمه "suci" به فارسی
مقدس, استفاده نشده, اسپنتا بهترین ترجمه های "suci" به فارسی هستند.
suci
-
مقدس
adjective nounIa hanya terjadi sekali dalam satu generasi dan merupakan malam suci bagi ahli sihir.
براي هر نسل يک بار اتفاق ميفته ، و اين شب مقدس ترين شب براي جادوگرانه.
-
استفاده نشده
adjectiveKecuali apabila dinyatakan, ayat Bible dipetik daripada Kitab Suci Terjemahan Dunia Baharu.
در نقل آیات بخش عبری کتاب مقدّس، از ترجمهٔ هزارهٔ نو ۲۰۱۴ و بخش یونانی، از کتاب مقدّس—ترجمهٔ دنیای جدید—مَتّی تا مکاشفه استفاده شده است.
-
اسپنتا
-
ترجمه های کمتر
- بافضیلت
- تقدس
- حرمت
- حضرت
- خدا
- دست نخورده
- دوشیزه ای
- سپنتا
- عفیف
- مرتاض هندی
- معصوم
- پاکدامن
- پرهیزکار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suci " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Suci
-
مقدس
adjectiveTuan Walter dan saya kembali dari Tanah Suci untuk menjemput kamu di rumah.
سر والتر و من از سرزمين هاي مقدس برميگشتيم تا تو رو به خانه برگردونيم
عباراتی شبیه به "suci" با ترجمه به فارسی
-
امپراتوری مقدس روم
-
جهاد
-
زبان مقدس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن