ترجمه "susah" به فارسی
دشوار, سخت, صعب بهترین ترجمه های "susah" به فارسی هستند.
susah
-
دشوار
adjectiveKita mungkin berasa susah untuk berpendirian neutral jika kita mencintai wang dan harta benda.
اگر به داراییمان دلبسته باشیم، این خطر وجود دارد که در شرایط دشوار نتوانیم بیطرفیمان را حفظ کنیم.
-
سخت
adjectiveMemang susah untuk mengukur pengaruh setiap individu soleh yang berdiri tegak.
اندازه گیری تأثیر خوبی که هر فرد می تواند با پایدار ماندن داشته باشد سخت است.
-
صعب
adjective
-
ترجمه های کمتر
- مشکل
- اشکال
- بد
- تسلی ناپذیر
- دلتنگ کننده
- زحمت
- سخت گیر
- سختی
- ملالت انگیز
- پرزحمت
- پریشان کننده
- کشمکش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " susah " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "susah" با ترجمه به فارسی
-
پریشان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن