ترجمه "tahan" به فارسی
اسباب زحمت شدن, ایستادگی کردن, بازداشتن بهترین ترجمه های "tahan" به فارسی هستند.
tahan
-
اسباب زحمت شدن
verb -
ایستادگی کردن
verb -
بازداشتن
verb
-
ترجمه های کمتر
- برآمدن
- جلو آمدن
- حریف شدن
- خراب شدن
- در زندان نهادن
- دستگیر کردن
- دفع کردن
- سلب کردن
- قدغن کردن
- منتظر شدن
- منزل کردن
- منع کردن
- وفا کردن
- پایا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tahan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tahan" با ترجمه به فارسی
-
برآمده بودن · به درازا کشیدن · دوام داشتن · دوام کردن · طول کشیدن
-
بیمار · صبور · مریض
-
ازادی · بقا · تحمل · قابلیت مقاومت · معافیت · مقاومت ظاهری · مقاومت ویژه
-
ایدز
-
ذوق · زنده دلی · پایا
-
روزه گرفتن
-
دائمی · محکم
-
بسیار خوب · خوب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن