ترجمه "istazzjon" به فارسی

ایستگاه ترجمه "istazzjon" به فارسی است.

istazzjon
+ اضافه کردن

مالتی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایستگاه

    noun

    Il- Gestapo ħaduna sa l- istazzjon tal- ferrovija f’Metz.

    مأموران گشتاپو ما را به ایستگاه قطار شهر مِتز بردند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " istazzjon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "istazzjon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه