ترجمه "iswed" به فارسی

siyâh, siåh, سياه بهترین ترجمه های "iswed" به فارسی هستند.

iswed adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

مالتی-فارسی فرهنگ لغت

  • siyâh

    noun masculine
  • siåh

    noun masculine
  • سياه

    adjective
  • سیاه

    adjective noun

    Il- ħwejjeġ magħmulin mis- suf iswed tar- reġjun kienu magħrufin maʼ kullimkien.

    جامههایی که با پشم سیاه تولیدی در این منطقه بافته میشد شهرت بسیار داشت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " iswed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "iswed"

عباراتی شبیه به "iswed" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "iswed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه