ترجمه "astronom" به فارسی

ستارهشناس, اخترشناس, اخترمار بهترین ترجمه های "astronom" به فارسی هستند.

astronom
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • ستارهشناس

    noun

    پیشهای که به شناخت ستارهها میپردازد

    På 1600-tallet ble for eksempel astronomen Galilei fordømt fordi han skrev at jorden går i bane rundt solen.

    از اینرو، ستارهشناس قرن هفدهم، گالیله، به سبب نوشتن این مطلب که زمین گرد خورشید میچرخد، مورد انتقاد قرار گرفت.

  • اخترشناس

    noun masculine
  • اخترمار

    noun masculine
  • ستاره شناس

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " astronom " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "astronom" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه