ترجمه "astronomi" به فارسی
نجوم, اخترشناسی, ستارهشناسی بهترین ترجمه های "astronomi" به فارسی هستند.
astronomi
دستور زبان
-
نجوم
nounHan ble «opplært i all egypternes visdom», som sannsynligvis innbefattet kunst og kultur, astronomi, matematikk og andre vitenskaper.
به علاوه، موسی فرزندخواندهٔ خانوادهٔ سلطنتی مصر بود و «جمیع حکمت مصریان» احتمالاً هنر، ریاضیات، علم نجوم و علوم دیگر را آموخته بود.
-
اخترشناسی
شاخه ای از علم
-
ستارهشناسی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " astronomi " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "astronomi" با ترجمه به فارسی
-
نجوم کروی
-
اخترشناسی فراکهکشانی
-
ستارهشناسی فروسرخ
-
اخترشناسی فرابنفش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن