ترجمه "avslutte" به فارسی
تمام کردن, باطل کردن, تمام شدن بهترین ترجمه های "avslutte" به فارسی هستند.
avslutte
دستور زبان
gjøre ferdig
-
تمام کردن
verbJeg har aldri avsluttet noe jeg har begynt på i hele mitt liv.
تا حالا در تمام عمرم هيچ کاري رو تا آخر تموم نکردم
-
باطل کردن
-
تمام شدن
verbAlle de historiene er avsluttet for meg nå.
تموم اون داستان ها ديگه واسم تموم شدن
-
ترجمه های کمتر
- خارج شدن
- خاموش کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " avslutte " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن