ترجمه "baby" به فارسی

بچه, کودک, طفل بهترین ترجمه های "baby" به فارسی هستند.

baby
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • بچه

    noun masculine

    انسان بسیار جوان، از هنگام تولد تا یکسالگی

    Vi må ta med oss babyen, og den må ha et navn.

    ما باید بچه رو ببریم ، و اونم به اسم نیاز داره.

  • کودک

    noun

    Og forresten, en nyere studie viser at mødre foretrekker lukten av de skitne bleiene til sin egen baby.

    و اتفاقا یک مطالعهٔ جدید نشان میدهد که مادرها بوی کهنههای کثیف کودک خودشان را ترجیح میدهند.

  • طفل

    noun masculine

    SER du den lille babyen som gråter og tar et godt tak i damens finger?

    به طفل کوچولویی که گریه میکند، و انگشت آن زن را گرفته است، نگاه کن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " baby " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "baby"

عباراتی شبیه به "baby" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "baby" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه