ترجمه "backgammon" به فارسی

نرد, تخته نرد بهترین ترجمه های "backgammon" به فارسی هستند.

backgammon
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • نرد

    noun

    Han spiller backgammon på hotellet.

    اون بيشتر بعدازظهرها و هرشب در کازينو هتل اينجا تخته نرد بازي ميکنه

  • تخته نرد

    noun

    Han spiller backgammon på hotellet.

    اون بيشتر بعدازظهرها و هرشب در کازينو هتل اينجا تخته نرد بازي ميکنه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " backgammon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "backgammon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه