ترجمه "bad" به فارسی

حمام, توالت, گرمابه بهترین ترجمه های "bad" به فارسی هستند.

bad دستور زبان

Det å bade [..]

+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • حمام

    noun

    Få gjort i stand et bad og finn noen skikkelige klær til ham.

    به خدمتکارها بگيد حمام رو واسش آماده کنن ، و واسش لباسهاي مناسب پيدا کنيد.

  • توالت

    noun

    Eller ha et bad.

    يا توالت نداشتن چجوريه

  • گرمابه

    noun neuter

    Du mener det tyrkiske badet jeg jobbet for i Tribeca?

    منظورت همون گرمابه هاي ترکي ـه که من توي تريبکا کار ميکردم ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bad " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "bad"

عباراتی شبیه به "bad" با ترجمه به فارسی

  • شنا · شنا کردن · شناریدن · شناوری کردن · شناویدن
  • be
    درخواستن · دعا کردن · عبادت کردن · نماز خواندن · نیایش · پرسیدن
  • پرسیدن
  • حمام ترکی
اضافه کردن

ترجمه های "bad" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه