ترجمه "bacon" به فارسی
بیکن ترجمه "bacon" به فارسی است.
bacon
دستور زبان
-
بیکن
røkt, lettsaltet sideflesk fra svin
Jeg er sikker på at Green Goblin kan jævla råd til litt mer bacon.
من مطمئنم که دیو سبز میتونه بیکن های بیشتری درست کنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bacon " به فارسی
-
Glosbe Translate
تصاویر با "bacon"
عباراتی شبیه به "bacon" با ترجمه به فارسی
-
راجر بیکن
-
فرانسیس بیکن
-
ساندویچ بیکن، تخممرغ و پنیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن