ترجمه "bly" به فارسی
سرب, قلع بهترین ترجمه های "bly" به فارسی هستند.
bly
دستور زبان
-
سرب
noungrunnstoff
Vi skyter høI i dem, og fyller dem med bly
ما سوراخشون ميکنيم و با سرب پرشون ميکنيم.
-
قلع
noun neuter
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bly " به فارسی
-
Glosbe Translate
تصاویر با "bly"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن