ترجمه "del" به فارسی

بخش, توده, توده کاه بهترین ترجمه های "del" به فارسی هستند.

del دستور زبان

Mindre enhet av en helhet

+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • بخش

    noun masculine

    Jehovas folk er i et unikt åndelig miljø i den jordiske delen av Guds organisasjon.

    ما شاهدان یَهُوَه امروزه در بخش زمینی سازمان یَهُوَه خدا از بهشت روحانی بینظیری برخورداریم.

  • توده

    noun masculine
  • توده کاه

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • جزء
    • دسته
    • دودکش
    • زیاد
    • سیل کلمات
    • سیلاب
    • فراوان
    • فراوانی
    • قطعه
    • پاره
    • کوه
    • کوهستان
    • کوهستانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " del " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "del" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "del" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه