ترجمه "del" به فارسی
بخش, توده, توده کاه بهترین ترجمه های "del" به فارسی هستند.
del
دستور زبان
Mindre enhet av en helhet
-
بخش
noun masculineJehovas folk er i et unikt åndelig miljø i den jordiske delen av Guds organisasjon.
ما شاهدان یَهُوَه امروزه در بخش زمینی سازمان یَهُوَه خدا از بهشت روحانی بینظیری برخورداریم.
-
توده
noun masculine -
توده کاه
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- جزء
- دسته
- دودکش
- زیاد
- سیل کلمات
- سیلاب
- فراوان
- فراوانی
- قطعه
- پاره
- کوه
- کوهستان
- کوهستانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " del " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "del" با ترجمه به فارسی
-
آلساندرو دلپیرو
-
پدرخوانده ۳
-
قطعه
-
اطلاعات آدرس مشترک
-
کتاب کار مشترک
-
اشتراک گذاری · سهم · شریک شدن · شکافتن
-
پوشه مشترک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن