ترجمه "dele" به فارسی
شکافتن, اشتراک گذاری, سهم بهترین ترجمه های "dele" به فارسی هستند.
dele
دستور زبان
-
شکافتن
verbVi kan selvfølgelig ikke si med sikkerhet hvilken metode Gud brukte da han delte Rødehavet for israelittene.
البته نمیتوان با اطمینان گفت که آفریدگار از چه روشی برای شکافتن دریای سُرخ برای اسرائیلیان استفاده کرد.
-
اشتراک گذاری
Jeg deler ikke mer med deg.
من هر چیزی با شما به اشتراک گذاری نیست.
-
سهم
nounJeg tror på det vi kjemper for og jeg vil gjøre min del.
به اينکه چرا داريم ميجنگيم باور دارم و ميخوام سهم خودم رو داشته باشم.
-
شریک شدن
verbEn ung mor gjør for eksempel slektshistorisk arbeid ved å dele sine historier og bilder med sine barn.
برای نمونه، شریک شدن داستان ها و عکسهای خانوادۀ یک مادر جوان با کودکانش کار تاریخچۀ خانوادگی است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dele " به فارسی
-
Glosbe Translate
تصاویر با "dele"
عباراتی شبیه به "dele" با ترجمه به فارسی
-
بخش · توده · توده کاه · جزء · دسته · دودکش · زیاد · سیل کلمات · سیلاب · فراوان · فراوانی · قطعه · پاره · کوه · کوهستان · کوهستانی
-
آلساندرو دلپیرو
-
پدرخوانده ۳
-
قطعه
-
اطلاعات آدرس مشترک
-
کتاب کار مشترک
-
پوشه مشترک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن